شبنم مقدمی :
گاهی خسته می شوم ، نام تو را می گویم
. گاهی دلتنگ می شوم نام تو را می گویم .
اصلا نام تو جادو می کند تمام دنیای من
.
گاهی از هرچه می گوییم به تو می رسم و
نام تو را می گویم .
گاهی از تمام گاه های دیگر که بدون تو
گذشت سرمشار می شوم .
گاهی تمام دنیایم می شود نام تو و گاهی
نام تو می شود تمام دنیا .
علی . نام تو را می گویم . درها باز می
شوند و حتی تمام بی راهه ها هم با من راه می آیند .
گاهی زمین هم به شوق نام تو می گردد.
به عشق دیدار این روز . روز میلاد تو .
گوش شیطان کر ، امشب می خواهم زمین و
زمان را به میهمانی دعوت کنم .
می خواهم جادو کنم زمین را با نام تو .
می خواهم این سیزده تکرار شود و به
چهارده نرسد.
چه تاریخ عجیبی است این سیزده رجب .
بی شک این خوش یمن ترین سیزده ایست که
تاریخ به خود دیده .
همین به تمام آن سیزده های دیگر در.
گوش شیطان کر ، امشب می خواهم نامت را
بر تک تک ستاره ها حک کنم .
می خواهم با ماه شرط ببندم که تاب
درخشش چشم های تو را ندارد .
اصلامی خواهم این روز را مبدا تاریخ
اعلام کنم .
روزی که یک مرد به دنیا آمد .
سیزده رجب
*****
بهادر مالکی ( صدا پیشه : صدای فامیل
دور در کلاه قرمزی )
عاشقت می شوم .
مثل یک ماهی که بدون دریا زنده نیست .
مثل یک ستاره که فقط به عشق آسمان دیدنی شده .
عاشقت می شوم .
چقدر زیباست این عشق . این دوست داشتن
تو . چقدر خوبست آدم تو را داشته باشد . چقدر خوبست یک شب وقتی در خواب هستی ، یک
نفر آرام از پشت در عبور کند ، در را باز کنی ،هیچ کس پشت آن نباشد . اما انگار یک
نفر شبانه به یادت بوده است . چقدر خوب است در را باز کنی و ببینی کسی مثل تو ، یک
ظرف پر از عشق پشت در گذاشته است .
چقدر خوب است . پس عاشقت می شوم . پای
تمام سختی هایش می ایستم . پای تمام جنگ ها و ایستادگی هایت . چقدر خوبست وقتی تو
هستی . وقتی می آیی و وقتی که دیگر نیازی به این فانوس ها نیست . برای روشنی اندک
شب .
تو خودت روشنایی راه می شوی . سکان دار
این کشتی به گل نشسته . چقدر خوبست که آمدی . حالا تا صبح هم صدای فرشته ها می شوم
و نام تو را می خوانم .
عاشقت می شوم و چه حس خوبیست عاشق کسی
شدن که انگار آیینه دار خداست .
یاعلی .
*******
شاهین شرافتی :
میان تمام ستاره ها
میان تمام خاطره ها ، یادواره ها
می جویمت درون دل بی قرار خاک
در تکه های روشن آیینه پاره ها
در امتداد تلخ ترین روزهای سرد
آوار شد ، شکست ، فرو ریخت ، چاره ها
فصل غزل که کوچ غریبانه ات رسید
آتش گرفت جان غزل از شراره ها
بعد از ورود من به دل خاکی زمین
در قلب سنگِ سنگ ترین ، سنگ واره ها
یک قلب زنده ، گرم و پر از شور می تپد
می جویمت میان تمام هزاره ها
:: موضوعات مرتبط:
متن های 7تایی ها،
شعرهای 7تایی ها
:: برچسبها:
رادیو 7,
شب نشینی با رادیو 7,
شبنم مقدمی,
بهادر مالکی,
شاهین شرافتی