X
تبلیغات
شب نشینی با رادیو 7
زندگی را متفاوت تماشا کنید
شب نشینی با رادیو 7


دوستان
موضوع: اعلام برنامه


برنامه 407

اجرا : محسن بهرامی


برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7




نویسنده : سمیرا
91/02/31


موضوع: متن های 7تایی ها


منصور ضابطیان:

تو را نگاه می کنم نشسته ای کنار من

پس از تمام اضطراب، عذاب و انتظار من

تو را نگاه می کنم که دیدنی ترین تویی

و از تو حرف می زنم که گفتنی ترین تویی

من از تو حرف می زنم شب عاشقانه می شود

تو را ادامه می دهم همین ترانه می شود

کاش به شهر خوب تو مرا همیشه راه بود

راه به تو رسیدنم همین پل نگاه بود

مرا به ببر به خواب خود که خسته ام از همه کس

که خواب و بیداری من هر دو شکنجه بود و بس

 من از تو حرف می زنم شب عاشقانه می شود

تو را ادامه می دهم همین ترانه می شود

تو را نگاه می کنم نشسته ای کنار من

پس از تمام اضطراب، عذاب و انتظار من

تو را نگاه می کنم که دیدنی ترین تویی

و از تو حرف می زنم که گفتنی ترین تویی

------------------

عطا عمرانی :

به من نگاه کن... می شود که دوستت نداشته باشم .

به این چشمها می آید که تو را نخواهند ببینند .

نه ... رویت را بر نرگردان .

نگاه کن ... دیدن کسی که دوستت دارد کار سختی نیست .

نه از چشمهای نگرانم ، نه از سوالهای پی در پی نگاهم ، از هیچ کدام نترس .

من از جناب مورچه هم کم زور ترم وقتی دوستت دارم .

به من نگاه کن ... می شود که دوستت نداشته باشم .

----------------

بهنام تشکر

ای فرم نگاهت سبد گرمه بندر

شیرین پریشان من ای قند غلندر

ای یک شب ِ دیوانه شدن از برکاتت

دیوانه غزل حاصل ِ حمد حرکاتت

ای مهر تو چو مادر و قهر تو چو کودک

تا بوده ندیده است کسی مثل تو کودک

ای ماهی قرمز تو کی از آب پریدی

رویای مرا دیدی و از خواب پریدی

بادی که از این راه پراز خاک گذشتی

یا آب که از این همه گل پاک گذشتی

چون خنده ای آهسته به لبهام نشستی

بی داشتن دانه دراین دام نشستی

دیدم کهنگاهت غم در دل به نشاط است

گیسوی تو مجموعه ی پلهای صراط است

تا دست به دستت زدم از برق پریدم

خورشید تو را دیدم و از شرق پریدم

شمسم شدی و مولویم کردی و رفتی

با چند غزل منزویم کردی و رفتی

ناگاه به هم ریخت فعول و فعولاتم

من مشتعلن مشتعلن مشتعلاتم

هیچ آینه در حسن تو تاپیر ندارد

یک بیت نیازی به تو تفسیر ندارد 

--------------

همچنین متنی رو میخوام بزارم با ویدیو آن که بهنام تشکر قبلا در برنامه خوانده بود .

چند شنبه ها اخم هایت تعطیل می شود؟

روز اجرای خنده بر لب های تو چه روزی ست؟

کی دقیقا بازیت می گیرد و بازیم می دهی؟

این همه حرکت را برای تو کدام کارگردان طراحی کرده؟

چه کسی برای تو حرف های دهنت را مینویسد؟

من هیچ...

تو، به کنار...

توبه به کنار!

من که باشم که توبه کنم که تو را نبینم؟

خب چه کسی طرز قدم هایت را مقیاس بندی کرده است؟

این ابروها که معلم اخلاقند و آن لبخند که قند هم... هیچ، این دلت که معلم شیمی دل من است هم به کنار...

فقط بگو چه کسی به تو یاد داده تو باشی؟

آن هم این شکل و این رفتار...

باید معلم مینیاتور باشد هرکس است، نه؟

نگفتی، چندشنبه ها اخم هایت تعطیل می شود؟

 دانلود ویدیو با صدای بهنام تشکر. برنامه رادیو 7 شبکه آموزش

--------------------

نرگس محمدی :

مچت را گرفتم نه برای اینکه راز کشف کرده را به رخت بکشم برای اینکه کار عاطفی کرده کرده باشم . برای اینکه از خانه که می روی بدانی کسی در خانه منتظرت هست . حالت صببر کردن چند ثانیه ای را دم در دوست دارم ، نوعی عاطفه رد و بدل می شود که ناگهانی هست . دوست دارم حس کنی بروی بد می شود و این برنامه جدیدم برای خوش گذشتن چند ثانیه ای به تو محصول کار چند روز قبلت است . همان هوشمندی به جایت در انتقال نگاه ، همان نگاهی که از نظر من می تواند سکانس مطرح یک فیلم باشد . همان سوال شبیه دوسم داری یا نه . شاید من تنها زنی باشم که مچت را می گیرم برای اینکه راز خودم را فاش کنم . راز دوستداشتنت ساده ترین اتفاقی نیست که می تواند بیفتد . اصلا اتفاقی نیست که بیفتد . می روی از خانه و خلقت من شروع می شود . باورت نمی شود اما برای دلخوش شدنم هم برنامه ریزی می کنم . مدام دنبال ماجرا می گردم . تو را مرور می کنم تا به یک حرف جدید برسم و بخودم تبریک می گویم برای کشف حس های جدید در تو . می دانم نمی دانی ... نمی دانی که می دانم ... زن که باشی تمام دیوانگی های عالم رابلدی .



برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7, منصور ضابطیان, بهنام تشکر, عطا عمرانی, نرگس محمدی




نویسنده : سمیرا
91/02/31


موضوع: متن های 7تایی ها


داوود حیدری :

زمان کوتاه است و زمین گرد . به اندازه نگاهی و آهی . به کوتاهی آه های برآمده از عمق جان . آه های کشیده و نکشیده . وقتی مه دنیا چنین کوتاه است چه جای اه کشیدن که می گویند آه . آه افسوس خارانه زندگی را به تلخی می برد و زمانه را تنگ می کند بر مردمان .

چه جای آه کشیدن است وقتی که اردیبهشت پر گل است و هر گل آدم را یاد یار می اندازد . می دانم می دانم می دانم که دلتنگی هست می دانم که شور بختی هست اما آه چه دردی را درمان می کند . آه کدامین غم سنگین را می کاهد و کدام سوگ را به سرور می رساند . بیگانه باش با آه . آه آه ای جلوه زندگی .

-----------------

آتنه فقیه نصیری :

کمترین اهمیتی نداره آنچه را که احساس می کنی . گفته است بدون تو نمی تواند زندگی کند و تو بیندیش که او در دیدار دوباره تو را به خاطر خواهد آورد . لطفی در حقم کن و زیاد دوستم نداشته باش . از اخرین باری که زیاد دوستم داشته اند به بعد کمترین محبتی ندیده ام . چه خوب است فراموشی . چنانکه ساکنان تازه به خانه ی قدیمی اسباب می کشند اگر سازندگانش هنوز در آن می زیستند اکنون خانه چه تنگ و ترش بود . کمترین اهمیتی نده به هر آنچه غمگینت می کند . ریسمان پاره را می توان دوباره گره زد . دوباره دوام می آورد . اما هرچه باشد ریسمان پاره ایست . شاید ما دوباره همدیگر را دیدار کنیم اما در آنجا که ترکم کردی هرگز دوباره مرا نخواهی یافت . پس ترکم نکن . برایم بنویس چه پوشیده ای ؟ لباست را دوست داری ؟ برایم بنویس چه می کنی ؟ کارت خوب است ؟ برایم بنویس به چه فکر می کنی ؟ به من !!! برایم بنویس حالت چه طور است ؟ خوب ؟ و بدیهی ایست که سوالاتم بهانه است و جوابها هر کدام بی ارزش . چرا که وقتی نباشی چنینم که انگار ... بی تو از جهان بیرونم و مدام به خود می گویم کمترین اهمیتی نده به هر آنچه احساس می کنی چرا که او از آن توست و هیچ کس هر آنچه که از آن خودش است از دست نخواهد داد .

--------------------

مهرداد صدیقیان :

فاصله ای میان ما یک قدم و دو قدم نبود . فاصله بیشتر از این حرفها بود . چیزهایی که تو داشتی و به آنها افتخار می کردی . دایره افتخاراتت محاط بود بر همه زندگی . زندگی ای که با زندگی ما فاصله ای داشت از صفر تا بی نهایت هستی . چه نگاه ها که نکردی که تو داری و ما نداریم و کسی نفهمید که دنیای کوچک یک بچه مدرسه ای چقدر ترک برمی دارد از این مقایسه ها . دایره افتخارات ما ... دایره که نه ... نقطه ای بود بر محور مختصات . گاهی حتی آن سوی صفر فرضی محور . هنوز هم در بر همان پاشته می چرخد . آنچه تو داری با آنچه من دارم شاهین ترازویی را جا به جا نمی کند . اما زندگی که فقط پول نیست . حالا بزرگ شدیم و من هم چیزهایی دارم که تو نداری . هیچ فکرش را کرده ای ؟!

--------------------

مهوش وقاری و محسن قاضی مرادی :

مهوش وقاری : وقتی جوونی اسم همه زندیگیت و میزاری عشق . ازدواج با عشق ، سفر با عشق

محسن قاضی مرادی : عشق سن داره بعد از مدتی حس بهتری رو برای زندگی با عشق پیدا می کنی . حس بهتر دوست داشتن ، زندگی مشترک با دوست داشتن ، کار کردن با دوست داشتن ، حتی دعوا کردن با دوست داشتن .

مهوش وقاری : با وجود اولین بچه می فهمی اسمش تفاهم ! اسم همین زندگی ، همین عشق ، همین دوست داشتن حتی همون دعوا ، همه چیز اسمش تفاهم

محسن قاضی مرادی : بعد از مدتی متوجه میشی عشق ، دوستداشتن ، تفاهم هیچ کدوم معنی درستی نیست؛ معنی درست همه اینها زندگیه زندگی .

مهوش وقاری : زندگی وقتی برات باقی میمونه که حداقل یه عکس از یه خاطره مشترک داشته باشی. 


برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7, داوود حیدری, مهرداد صدیقیان, آتنه فقیه نصیری




نویسنده : سمیرا
91/02/30


موضوع: اعلام برنامه


سلام . در برنامه پنج شنبه شب  که با اجرای داوود حیدری بود از آه و زندگی صحبت شد و آیتم ها با اجرای هنرمندان عزیز آتنه فقیه نصیری ، مهرداد صدیقیان ، زوج هنرمند مهوش وقاری و محسن قاضی مرادی همراه بود البته بخش پایانی گفتگو خانم مریم نشیبا هم  پنج شنبه شب پخش شد که یک قصه شنیدنی هم خوندند . شاعر جوانی هم به نام آرش شفاعی شعری را خوندند و در اخر هم طبق قرار پنج شنبه شب ها قصه های امیر علی بود. البته یک ویژه ای هم برنامه پنج شنبه داشت و اون به دلیل اختتامیه جشنواره رادیو ارتباط  زنده با زیبا کنار برقرار کردند که در همان لحظه آقای افتخاری خواننده خیلی خوب کشورمون به اجرا می پرداختند . در اختتامیه جشنواره از خانم مریم نشیبا هم تجلیلی به عمل آمد .

 البته باید به آقای احسان کرمی هم برای گرفتن جایزه برای برنامه مکس رادیو تهران و هم نویسندگی در رادیو پیام تبریک بگیم . 

---------------

آرش شفاعی:

کسی نبود قرار از دلی جوان ببرد

دو جرعه خنده بیارد به جاش جان ببرد

کسی نبود مرا از هزار فصل شروع

به شاعرانه ترین فصل داستان ببرد

به جای این همه رخ داد های پر کش و قوص

به فصل پر کشش آخر الزمان ببرد

دلم گرفته نه از تو که از تمام زمین

کسی نبود دلم را به آسمان ببرد

خدا به خیر کند سر نوشت دنیا را

اگر که نام تو را باد بر زبان ببرد

درست عین همان قطره اشک لا مذهب

نخست ناز کند بعد خانمان برد

سرم فدای خیالات و آنکه این ایام

به احتمال کمی عاشقی گمان ببرد

خمار روح مرا شیشه شیشه باید شست

مؤدبانه بگو ساقی استکان ببرد

خیال کرده جز آتش است حاصل او

کسی که جرعه ای از عشق در دهان ببرد 


برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7




نویسنده : سمیرا
91/02/30


موضوع: اعلام برنامه


اجرا : 

داوود حیدری ( گوینده و بازیگر رادیو ایران)



برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7




نویسنده : سمیرا
91/02/28


موضوع: موضوع هفته


موضوع هفته : 

نگاه 

هرچی درباره نگاه دوس داریدبگید خاطره ای نظری هرچی دوست دارید بگید یه 30000704 ارسال کنید .شنبه منصور خان ضابطیان با این موضوع در برنامه حضور دارند و پیام ها رو می خونند 


برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7




نویسنده : سمیرا
91/02/28


موضوع: حافظ خوانی


کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد 

 صد نکته از این معنی گفتیم و همین باشد 

 از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار 

 صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد 

 غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل 

 شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد

 هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز 

 نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد 

 جام می و خون دل هر یک به کسی دادند 

 در دایره قسمت اوضاع چنین باشد 

 در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود 

 کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد 

 آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر 

 کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد


برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7, رشید کاکاوند, حافظ خوانی




نویسنده : سمیرا
91/02/28


موضوع: متن های 7تایی ها


سلام دوستان نمیدونم برنامه دیشب رو دیدید یا نه ولی خلاصه برنامه رو براتون می نویسم . 

دیشب آقای کاکاوند و دوباره دیدیم با یک غزلی که ابتدای برنامه خوندن که براتون میزارم و از خیام صحبت کردند آخه سالگرد خیام نیشابوری هست و بعد در استادیو شماره 2 ژاله صامتی از خیام گفت که متن اون رو هم براتون میزارم در ادامه گفتگو با مریم نشیبا و قضیه برنامه شب خیر کوچولو و بعد مجید جوشقانی هم شعری از فریدون مشیری در وصف خیام خوند و بعد هم حافظ خوانی و مثل قرار چهار شنبه ها قصه امیر علی . در ضمن آقای کاکاوند اعلام کردند قرار که از هفته اینده داستان شیخ صنعان از کتاب عطار برامون بخونند که بر میگرده به قضیه عاشق شدن شیخ که دعوت میکنم حتما نگاه کنید . 


رشید کاکاوند :


وقتی که عاشق میشم دنیا رو بهتر میبینم

آسمان خالی رو پر از کبوتر میبینم

شبای زندگی تاریک و سرد اما من

انگار این شبا رو از همیشه بهتر میبینم

بعضی روزا آفتاب و مهربون تر از قدیم

بعضی شبها آسمون و آسمون تر میبینم

واسه من که عاشقم دنیا بهار و چلچله است

از کویر تا خود دریا یه ترانه فاصله است

واسه من که عاشقم قصهی آفتاب و بخون

ابر و از دنیا بگیر ترانه آب و بخون

بزار باد عاشق از برگ درختا بگذره

گاهی سایه گاهی روشن این دیگه قشنگتره

طعم ماه و دوست دارم وقتی مردابی باشه

آسمون و دوست دارم وقتی دلا آبی باشه

 ---------------------------

مجید جوشقانی:

چون صبح نیشابور ، دلی روشن داشت

  همواره پیام‌آور بیداری بود

  وارستهء دل به زندگانی بسته

  آن لحظه شناس دم غنیمت دان را

  بیدارتر از روان بیدار جهان

 چشم از همه شو گشاده در کار جهان

  هر چند به اسرار جهان راه نبرد

  دانست چگونه خوب می باید زیست

  بسیار اگر زمی ، سخن گفت و ستود

  دنبال نجات لحظه ها می گردید

 گرگوش کنی ، هر سخنش فریاد است

  گر در نگری ان چه در اندیشه اوست

  بر جان ، زپرند علم ، پیراهن داشت

  تاریکی خواب جهل را دشمن داشت

  جز مرگ زدام هر چه باور رسته

  نیروی یقین به زندگی پیوسته

  با نور خرد رفت به دیدار جهان

  یک ذره نبرد ره به اسرار جهان

  دانست چگونه راه بایست سپرد

  دانست چگونه خوب می باید مرد

  می در معنا ، نمادی از شادی بود

  جان را به نشاط ، رهبری می فرمود

  خلق که فریاد به گوشش باد است

  پیکار بزرگ داد با بیداد است

---------------------- 

ژاله صامتی:

آقای خیام سلام .

حال و احوال .

غرض از مزاحمت ابراز شرمندگی .

شاید روا بود که آن میراث گرانبهای ریاضیات را جدی تر می گرفتیم تا مثلث اتحاد های شما را مصادره نکنند .

دستاوردهای نجومتان هم الحق ارزشمند تر از آن بود که اینچنین بی سرانجام ، معطل واگذاریمشان .

اما حالا که هنوز رباعیات شما و عطر شبوی چای داغ استکان کمر باریک و قند قندان مسی، شب ما را می سازد و لا به لای هیاهو و دود و گوگرد می بردمان به ارامش بلخ و نیشابور ، حالا که هنوز دلمان آنقدر صاف مانده که یک زنهار خاک گل کوب گران شدن هر پلیدی را از سرمان می پراند ، امید است لا اقل حرمت آن باد عرفانی را نگه داریم ؛ همان که سر زلف نگاری بوده است تا پیش از آن شرم سار نباشیم.


برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7, رشید کاکاوند




نویسنده : سمیرا
91/02/28


موضوع: متن های 7تایی ها


سلام متنی رو که دیشب اشکان خطیبی درادیو 7 خوند و براتون میزارم . در کنارشم متنهای ایوب آقا خانی رو هم میزارم . 

اشکان خطیبی:

کدام را باور کنم عشقت را یا چشمانت که این سو و آن سو می دوند .

کدام را باور کنم لبخندت را یا طعنه های بی رحمانه ات که آتشم می زند.

کدام را باور کنم این بسته کادو شده روی میز را یا آن یک هفته ای را که دود شده بودی رفته بودی هوا.

وقتی درست فکر می کنم می بینم مایه ی همه دلتنگی های این روزهایم بوده ای .

اما نمی فهمم که چرا چنین از تو سرخوشم ؟

چرا چنین انتظارت را می کشم ؟

درست که فکر می کنم می بینم این بازی اگر بازنده ای داشته من بوده ام .

پس چرا هنوز روبه روی تو مینشینم تا باز ببازم ؟

کدام بازنده ی کدام بازی از برق نگاه برنده روبه رو ضربان قلبش تند تر می زند و سرشار می شود از لذت باختن و دوباره باختن . از لذت سقوط  .

هربار می گویم این آخرین بار است . این بار که بیاید دیگر تمام می شود .

می گویم مثل او که بزرگ بود و از اهالی امروز باید برای روزنامه تسلیتی بفرستم .

اما ... دوباره تو که پیدا می شوی ... بازی شروع می شود.

من می مانم کدام را انتخاب کنم . عشقت را یا چشمهایت را که این سو و آن سو می دوند .

لبخندت را یا طعنه های بی رحمانه ات که آتشم می زند.

این بسته کادو شده روی میز ، یا آن یک هفته ای را که دود شده بودی رفته بودی هوا.

خودم را یا تو را .

کدام را باور کنم .


ایوب آقا خانی :

درباران خفته بود که باران هم تنها نباشد . صبح که بیدار شد ماهی در حوض بود . خورشید در آسمان . مهربانو در خانه . اگر بهار به خانه ما آمدی نام گیاهان خانه ات را با درخت کوچه ی ما هم بگو .

---------------

من همیشه با سه واژه زندگی کرده ام ، راه ها رفته ایم ، بازی ها کرده ایم . درخت ، پرنده ، آسمان . من همیشه در آرزوی واژه های دیگری بوده ام .

به مادرم می گفتم از بازار واژه بخرید مگر سبدتان جا ندارد . می گفت با همین سه واژه زندگی کن . با هم صحبت کنید ، با هم فال بگیرید ، کم داشتن واژه که فقر نیست .

من می دانستم که فقر مداد رنگی نداشتن بیشتر از فقر کم واژه گیست .

وقتی با درخت بودم پرنده می گفت : درخت راباید با رنگ سبز برگ ها نوشت تا من آرزوی پرواز کنم .

من درخت را فقط با مداد زرد می توانستم بنویسم . تنها مدادی که داشتم و پرنده در زردی واژه زرد را پاییزی می دید  و قهر میکرد .

صبح امروز به مادرم گفتم برایـ ( ایوب آقا خانی ) ـم مداد رنگی بخرید . مادرم خندید و گفت که درد شما را واژه درمان می کند . خوشحالم که در درمان درد ما شما هم کنار مایید .

-----------------------

تیک تاک . تیک و تاک . ساعت خانه دارد حرف حساب می زند .

کتاب های دور و برم را نگاه می کنم شخصیت هایی که دوره ام کرده اند .

 کلمه هایی که از کتاب زده اند بیرون نشسته اند روی مبل . حالا چه کسی جواب این همه کلمه را بدهد .

تیک ، تاک . تیک و تاک . یاید ساعت خانه را توجیح کنم . خیلی هم خوب نیست وقت شناس باشد .

من هم می نشینم ، مشق آب می نویسم . آب هایی که از آسیاب نمی افتد . از وقت رفتن تو .

نیاز دارم به نبودنت . کمی حال خوش ، کمی حال ناخوش .

تعادل خوب است . بهای منی که هم با تو خوشبختم هم بی تو .

انگار دوست داری کسی در گوشم بگوید دنیا را به یک تار مویت نمی دهم .

دوستت دارم اماکتابها دوره ام کرده اند . 


برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7, اشکان خطیبی, ایوب آقا خانی




نویسنده : سمیرا
91/02/27


موضوع: اعلام برنامه


برنامه امشب :

اجرا : رشید کاکاوند

(به احتمال زیاد چهارشنبه ها آقای کاکاوند در برنامه هستند.)



پ . ن :

آقای ایوب آقاخانی هم قراره هر یک هفته درمیان سه شنبه ها دربانه حضور داشته باشند .

پنهان نمیکنم خانم هاو آقایان من هم میدانم میوه در ایام سوگواری طعمی ندارد . حرفی هم اگر می زنیم حرف اوازهایی است که می توان زیر باران هم خواند.

بازهم از متنهایی که آقای آقاخانی خوندند براتون میزارم .

در ضمن بخش فیلم بازی هم اضافه شده بعد از وقفه ای که افتاد و این خیلی خوشحال کننده هست چون آقای عظیمی خیلی زیبا داستان فیلم و بیان می کنند .


برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7




نویسنده : سمیرا
91/02/27


موضوع: قصه


هنرورها :

 دانلود داستان هنرورها با صدای پوریا آذربایجانی – قسمت اول


 دانلود داستان هنرورها با صدای پوریا آذربایجانی – قسمت دوم


رمز فایل : www.a4faranse.com


پ.ن

بیوگرافی : 

پوريا آذربايجاني متولد 1360 تهران، ليسانس. از جمله فعاليت وي مي توان به: دوردست، آب و آينه، روايت هاي ناتمام، ابراهيم، عاشقانه اي براي سرباز وظيفه رحمت و مستندهايي با نام عاشقانه هاي تجريش، آتش و جومونگ نامه اشاره كرد. از جشنواره هاي شركت كننده: فجر، تورنتو، دنور، شيكاگو، بمبئي، ورشو، رتردام، گوتنبرگ، جايزه ويژه هيأت داوران ورشو براي روايت ناتمام و ديپلم افتخار جايزه اول جشنواره بمبئي براي روايت هاي ناتمام، كانديد بهترين كارگرداني براي آب و آينه از جشنواره فيلم فجر، بهترين فيلم اول براي روايت هاي ناتمام در جشنواره فجر دوره بيست و پنجم، بهترين فيلمنامه در جشنواره 29 فجر براي فيلم عاشقانه اي براي مستند سرباز وظيفه رحمت.


برچسب‌ها: رادیو 7, شب نشینی با رادیو 7, قصه های پوریا آذربایجانی




نویسنده : سمیرا
91/02/26


موضوع: اعلام برنامه


برنامه چهارم سری جدید 

اجرا : ایوب آقا خانی

بیوگرافی:

ایوب آقاخانی (متولد ۱ آبان ۱۳۵۴ تبریز) نمایشنامه نویس، کارگردان و بازیگر تئاتر ایرانی است.

سال‌های فعالیت:۱۳۷۴ تا کنون
مدرک تحصیلی:  کارشناس نمایش با گرایش ادبیات نمایشی از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی ۱۳۷۸ و کارشناس ارشد نمایش با گرایش ادبیات نمایشی از دانشکده هنر دانشگاه تربیت مدرس ۱۳۸۱.

سمت های اداری:
    * مدیر پروژه چهارفصل تئاتر ایران - از ۱۳۸۷ تا کنون.
    * مؤسس و سرپرست گروه تئاتر پوشه - از ۱۳۷۴ تا كنون.
    * عضو شورای طرح و برنامه مراکز استان های معاونت صدا جمهوری اسلامی ایران – از ۱۳۸۷ تا کنون.
    * مدیر بخش رادیوییِ دوازدهمین دوره جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران – از ۱۳۸۷ تا کنون.
    * داوری در جشنواره های مختلف و متعدّد تئاتر(نظیر جشنواره های منطقه ای،جشنواره های استانی،جشنواره های دانشجوئی و دانشگاهی،جشنواره های نمایشنامه خوانی،جشنواره تئاتر فجر و...) و نمایش رادیوئی - از ۱۳۷۹ تا کنون.
    
تئاتر:
    * نگارش،کارگردانی و بازی در نمایش «علّت» - خانه کوچک نمایش - ۱۳۷۵.
    * نگارش نمایشنامه «کوه و پرنده» به کارگردانی سهیلا فلّاح پور - فرهنگسرای شفق -۱۳۷۷.
    * نگارش و کارگردانی نمایش «خزه» - تالار مولوی -۱۳۷۷.
    * بازنویسی و کارگردانی نمایش «مرگ در می زند» نوشته وودی آلن - فرهنگسرای ابن سینا - ۱۳۷۷.
    * بازیگر و مشاور کارگردان نمایش «پاییز» به کارگردانی نادر برهانی مرند - تئاتر شهر - ۱۳۸۱ .
    * ترجمه نمایشنامه «مونی و کاروان هایش» نوشته پیتر ترسون به کارگردانی نادر برهانی مرند - تئاترشهر-۱۳۸۱.
    * بازی و کارگردانی نمایش «گلن گری گلن راس» نوشته دیوید ممت - تئاترشهر-۱۳۸۱ .
    * نگارش نمایشنامه «دوئتی کوتاه برای پائیز» به کارگردانی جواد پیشگر - تئاترشهر -۱۳۸۱.
    * دراماتورژ و دستیارکارگردان در نمایش «چیستا» به کارگردانی نادربرهانی مرند - تئاترشهر -۱۳۸۲.
    * دراماتورژ و دستیارکارگردان در نمایش «تیغ کهنه» به کارگردانی نادربرهانی مرند - تئاترشهر -۱۳۸۳ .
    * نگارش و کارگردانی نمایش «روزهای زرد» - تئاترشهر - ۱۳۸۳.
    * نگارش نمایشنامه «ماه پیشونی» به کارگردانی آزاده انصاری - تئاترشهر -۱۳۸۴.
    * مشاورکارگردان و برنامه ریز در نمایش «تهران زیر بال فرشتگان» به کارگردانی نادربرهانی مرند - تئاترشهر -۱۳۸۴.
    * بازی در نمایش «خون» به کارگردانی افسانه ماهیان - تالارمولوی -۱۳۸۴.
    * نگارش و کارگردانی نمایش «زمین مقّدّس» - تئاترشهر -۱۳۸۵.
    * نگارش نمایشنامه «رؤیاهای رام نشده» به کارگردانی سیاوش تهمورث - تالار سنگلج - ۱۳۸۶.
    * بازی در نمایش «مرغابی وحشی» به کارگردانی نادربرهانی مرند - تئاترشهر - ۱۳۸۶.
    * نگارش نمایشنامه «امپراطور و آنجلو» به کارگردانی امیر دژاکام - تئاترشهر - ۱۳۸۶.
    * بازی و تنظیم متن در نمایش «هملت» (رادیو-تئاتر) به کارگردانی صدرالدّین شجره(بیست و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر،یک هفته به صورت سریال) - خانه هنرمندان - ۱۳۸۶.
    * نگارش نمایشنامه «رودکی،جادوگر واژگان سبز» به کارگردانی علی پویان - تالار وحدت - ۷و۱۳۸۶.
    * نگارش نمایشنامه «آسمان و زمین» به کارگردانی امیر دژاکام - اجرا در ده استان کشور - ۱۳۸۷.
    * نگارش و کارگردانی نمایش «فصل خون» - تئاترشهر - ۱۳۸۷.
    * بازنویسی،کارگردانی و بازی در نمایش «کودک مدفون» (رادیو-تئاتر) - خانه هنرمندان -۱۳۸۷.
    * بازی (صدا) در نمایش "متابولیک" به نویسندگی و کارگردانی آتیلا پسیانی - تئاتر شهر - ۱۳۸۷.
    * کارگردانی و بازی در نمایش «مصاحبه» (رادیو- تئاتر)- خانه هنرمندان - ۱۳۸۷.
    * بازی در نمایش «کابوسهای یک پیرمرد بازنشسته ی خائن ترسو» به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانی مرند - تئاتر شهر - ۱۳۸۷.
    * بازی در نمایش «یک سو از هزارتوی این شهر بی در و پیکر» به کارگردانی مرضیه ازگلی - تئاتر شهر،۱۳۸۷.
    * بازی در نمایش «حلقه بازی» به کارگردانی پریسا مقتدی - تئاتر شهر، ۱۳۸۷.
    * دراماتورژی در نمایش «رویاهای خلیج فارس» به کارگردانی امیر دژاکام- نئاتر شهر - ۱۳۸۸.
    * نویسندگی و بازی در نمایش «تمام صبح های زمین» به کارگردانی حسين مسافر آستانه - تماشاخانه ایرانشهر -۱۳۸۸.
    * دراماتورژی در نمایش «باران» کارگردانی امیر دژاکام - فرهنگ سرای نیاوران - ۱۳۸۸.
    * بازنویسی، کارگردانی و بازی در نمایش «پزشک نازنین» (رادیو-تئاتر)- خانه هنرمندان -۱۳۸۸.
    * بازی در نمایش «در مه بخوان» به کارگردانی حسین کیانی - فرهنگسرای بهمن- ۱۳۳۸.
    * نویسندگی و کارگردانی نمایش «مرثیه ای برای یک سبک وزن» - تئاتر شهر - ۱۳۸۸.
    * بازی در نمایش «لبخند باشکوه آقای گیل» به کارگردانی محمد امیر یار احمدی- فرهنگسرای بهمن - ۱۳۸۸.
    * بازی در نمایش «هاملت با سالاد فصل» به کارگردانی هادی مرزبان - تالار سنگلج - ۱۳۸۸.
    * بازی در نمایش «مرغابی وحشی» به کارگردانی نادر برهانی مرند-تئاتر شهر/جشنواره ایبسن از منظری جدید(بنگلادش-داکا)- ۱۳۸۸.
    * بازی در نمایش «شبی که راشل از خانه رفت» به کارگردانی پریسا مقتدی - تالار مولوی - ۱۳۸۹.
    * بازی در نمایش «روال عادی» به کارگردانی دکتر محمدرضا خاکی، تئاتر شهر-۱۳۸۹.
    * نویسندگی نمایش «آواز از دورترین کرانه ی مه آلود زمین» به کارگردانی دکتر شهرام گیل آبادی، تئاتر شهر- ۱۳۸۹.
    * نویسندگی و کارگردانی و بازیگری در نمایش «کسوف»، تئاتر شهر - ۱۳۸۹.
    * بازی در نمایش «فاوست» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی، تئاتر شهر - ۱۳۸۹-۱۳۹۰.

سینما و تلویزیون:
    * نگارش سریال «دانی و من» به کارگردانی علی عبدالعلی زاده، شبکه تهران، ۱۳۷۸ .
    * بازی در سریال «زیرگذر» به کارگردانی محمد عمرانی، شبکه تهران، ۱۳۸۱ .
    * بازی در ویدئوآرت «عشق نامه» به کارگردانی فرشته مردانه-۱۳۸۳ .
    * بازی در تله تئاتر «آهسته با گل سرخ» به کارگردانی میکائیل شهرستانی -شبکه ۴-۱۳۸۳ .
    * نگارش سریال «توی گوش سالمم زمزمه کن!» به کارگردانی محمد رحمانیان، شبکه ۱، ۱۳۸۵ .
    * نگارش سریال «مسافرخانه سعادت» به کارگردانی محمّد رحمانیان-شبکه ۱-۷و۱۳۸۶ .
    * بازی در فیلم کوتاه «بیمار» به کارگردانی حسین مهکام -۱۳۸۷ .
    * بازی در تله فیلم «شب تلخ (حق السکوت) » به کارگردانی سیّداحمد سیّدپایداری-شبکه ۱-۱۳۸۷ .
    * نگارش فیلمنامه و تهیه ی فیلم کوتاه «رکوئیم برای روز سوم» به کارگردانی فاطمه جوکار – ۱۳۸۷ .
    * نگارش فیلمنامه (تله فیلم) «کت تنگ» به کارگردانی آرمین و آبتین حشمتی– ۱۳۸۹ .
    * بازی در فیلم «ترم زمستانی» به کارگردانی رضا بهشتی- ۱۳۸۹ .
    * نویسندگی و سرپرستی تیم نویسندگان در سریال «برج عاج» به کارگردانی جمشید بهمنی- شبکه ۴- ۱۳۹۰.

آثار چاپ شده:
    * نمایشنامه «دوئتی کوتاه برای پائیز»-انتشارات سنا-۱۳۸۰ .
    * نمایشنامه «گیلگمش»- انتشارات سنا-۱۳۸۰ .
    * داستان «تفاوت های داستانی همگون درباره دو مرد ناهمگون»-فصلنامه شرق بنفشه-۱۳۸۱ .
    * نمایشنامه «کاپوچینوی ایرلندی»-انتشارات نیلبرگ-۱۳۸۲ .
    * نمایشنامه «ماه و مه»-انتشارات نیلبرگ-۱۳۸۲ .
    * ترجمه فیلمنامه «باجّه تلفن» با مشارکت لادن سیّدکنعانی،نوشته لری کوهن - انتشارات سنا-۱۳۸۳ .
    * ترجمه فیلمنامه «مخمل آبی» نوشته دیوید لینچ-انتشارات سنا-۱۳۸۳ .
    * نمایشنامه «زمین مقدّس»-انتشارات سنا-۱۳۸۴ .
    * نمایشنامه «روزهای زرد»-انتشارات سنا-۱۳۸۴ .
    * پژوهش «اصول درام نویسی برای رادیو»-انتشارات نمایش-۱۳۸۷ .
    * نمایشنامه ی «تمام صبح های زمین» - انتشارات نمایش-۱۳۸۷ .
    * نمایشنامه «فصل خون»- انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس -۱۳۸۷ .
    * نمایشنامه ی «رویاهای رام نشده» - انتشارات نمایش-۱۳۸۸ .
    * نمایشنامه ی «امپراطور و آنجلو» - انتشارات نمایش-۱۳۸۸ .
    * نمایشنامه ی «ماه بر ترک اسب پیر» - انتشارات نمایش-۱۳۸۸ .
    * نمایشنامه ی «نام همه ی مصلوبان عیسی است» - انتشارات نمایش-۱۳۸۹.

جوایز:
    * جایزه بازیگری برای بازی در نمایش «مرگ مرده» به کارگردانی احمد ایمانی-۱۳۶۷.
    * جایزه بازیگری و نویسندگی برای نمایش «تابلوی دوّم»-جشنواره سراسری تئاتر دانشجویان کشور-۱۳۷۱.
    * جایزه نویسندگی برای نگارش نمایشنامه «روزهای زرد»-بخش نمایشنامه نویسی جشنواره تئاتر سوره-۱۳۷۴.
    * جایزه نویسندگی برای نگارش نمایشنامه «آنجا،پشت در»-جشنواره مراکز تربیت معلم-۱۳۷۵.
    * جایزه نویسندگی برای نگارش نمایشنامه «دریا و دایره»-جشنواره منطقه ای-۱۳۷۶.
    * جایزه نویسندگی برای نگارش نمایشنامه «گیلگمش»-جشنواره استانی-۱۳۷۷.
    * جایزه نویسندگی برای نگارش نمایشنامه «ماه و مه»-جشنواره استانی و منطقه ای-۱۳۷۸.
    * جایزه نویسندگی برای نگارش نمایشنامه «کاپوچینوی ایرلندی»-جشنواره استانی-۱۳۷۹.
    * جایزه نویسندگی برای نگارش نمایشنامه «مُحاق»-جشنواره استانی و منطقه ای-۱۳۸۰.
    * جایزه نویسندگی برای نگارش نمایشنامه رادیوئی «روزهای زرد»-جشنواره بین المللی برنامه های رادیوئی-۱۳۸۲.
    * جایزه نویسندگی برای نگارش نمایشنامه رادیوئی «میزری»-جشنواره بین المللی برنامه های رادیوئی-۱۳۸۴.
    * جایزه نویسندگی برتر اورژینال برای نگارش نمایشنامه «امپراطور و آنجلو»-جشنواره بین المللی تئاتر فجر-۱۳۸۶.
    * جایزه نویسندگی برای نگارش نمایشنامه رادیوئی «سه گانه صلح»(جنگ و صلح)-جشنواره بین المللی برنامه های رادیوئی-۱۳۸۷.
    * جایزه کارگردانی برای کارگردانی «مصاحبه»- دومین رپرتوار رادیو- تئاتر مرکز هنرهای نمایشی صدا – ۱۳۸۷.
    * جایزه اثر برگزیده ادبیات نمایشی سال، به خاطر نمایشنامه «روزهای زرد»(نسخه سریال رادیویی)-۱۳۸۸.


برچسب‌ها: شب نشینی با رادیو 7




نویسنده : سمیرا
91/02/26


موضوع: عاشقانه ها

شب شبی چو ریشه دار شب شب تناوریست

حیرتی نه سهم ما حیرتی سراسریست

شب صدای خشم تو کار کار چشم تو

صبح شو بگو که باز آسمان کبوتریست

ای همیشه یاس من هوش من حواس من

نسبت تو با بهار نسبت برادریست

گونه های سرخ تو روستایی و اصیل

گل به لفظ باستان گل به لهجه دری

می روم که ناگهان نشنوی از این و آن

گل به لفظ باستان گل به لهجه دری

علیرضا معینی

سلام دوستان دیشب در سری جدید رادیو 7 دوباره شاهد دوباره عاشقانه ها بودیم اما با موضوع بزرگداشت فردوسی با اجرای دلنشین علیرضا معینی .

آقای معینی خیلی از شاهنامه و فردوسی گفتند و آیتم ها هم مخصوص این روز بود . در کنارش پوریا آذربایجانی داستانش که مربوط به هنرمندها میشد هم خوند که جالب بود . 

خوشحالم که دوباره دوشنبه ها به عشق عاشقانه ها پای تلوزیون و برنامه رادیو 7 میشینم .


برچسب‌ها: شب نشینی با رادیو 7, عاشقانه ها, علیرضا معینی




نویسنده : سمیرا
91/02/26


موضوع: اعلام برنامه


سلام دوستان گلم صبحتون بخیر و شادی باشه انشالله 

دیشب روز 23 اردیبهشت و با سری جدید رادیو 7 تمام کردیم 

سری جدیدی که یک ماهی تقریبا منتظر اومدنش بودیم 

خوشحالم که دوباره میشینم پای تلوزیون با برنامه ای متفاوت از برنامه های دیگر رسانه ملی 

اگه بخوام یه خلاصه ای از برنامه دیشب ( البته اونجاهایی که رسیدم ) بگم باید بگم آغازش با بیانه ای که منصور ضابطیان گفت شروع شد و بعد از دیدن یه آیتم گفتگو منصور ضابطیان با مریم نشیبا که شروع گفتگوهای رادیو 7 بود در سری جدید و بعد هم مجید قصه ها یادی از مادربزرگ قصه های مجید کرد و بعدشم خواهران برومند یعنی احترام خانم ( خواهر بزرگه ) و مرضیه خانم ( کوچتره ) یه داستان بسیار زیبا و طولانی رو در وصف مادر خوندند( داستان بچگیای خودشون ) ببخشید آیتم اخر رو ندیدم آخه مهمونی بودیم و یه برنماه جذاب دیگه بقول خودشون تلوزیون گذاشت که زدن کانال دیگه ( البته ناراحت که خیلی شدم ولی ....)

اینم خلاصه برنامه دیشب .

حالا بیوگرافی مریم خانم عزیز نشیبا رو براتون میزارم

 در ضمن برنامه امشب رو احسان کرمی اجرا می کنند .


مریم نشیبا (زاده ۱۳۲۵ در تهران) آموزگار و گوینده رادیو و تلویزیون ایرانی است.
او لیسانس جغرافیای اقتصادی دارد و از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۷۴ دبیر دبیرستان بوده و کار گویندگی در رادیو و تلویزیون۱۳۵۷ آغاز کرده و صرفنظر از یک وقفه پنج ساله، تاکنون ادامه دادهاست. از سال ۱۳۷۴، پساز بازنشستگی از آموزش و پرورش، عمده فعالیت خود را بر گویندگی معطوف ساختهاست.
خانم نشیبا، علاوه بر گویندگی خبر و همکاری با برنامه های روزانه و هفتگی، اجرای برنامه "شب به خیر کوچولو" را بهصورت شبانه از سال ۱۳۶۹ پی گرفتهاست. درزمینه کار تلویزیونی نیز، ضمن گویندگی در برنامههای مستند علمی و آموزشی و برنامههای تلویزیونی سینما دو و سینما چهار، اجرای مجموعه های صداهای ماندگار و روز نوروز را برعهده داشته است.


برچسب‌ها: شب نشینی با رادیو 7




نویسنده : سمیرا
91/02/24


موضوع: متن های 7تایی ها


یه سلام از جنس دوست داشتن ها از جنس همه مادر های گل

تولد حضرت زهرا و روز مادر و به همه  بخصوص مادرهای گل ایرانی تبریک میگم و یک متنی رو که نسیم رفعی گوینده عالی رادیو جوان به همراه مادروش مريم واعظ‌پورکه ایشون هم از گویندگان رادیو هستند (قبلا رادیو جوان بودند و الان رادیو فرهنگ هستند) در سال گذشته در برنامه رادیو 7 خوندند براتون میزارم من که خودم خیلی دوسش دارم .

مادر گفت : اینقدر پله ها رو یکی دو تا نیا . خوبیت نداره . دختر و این همه سر به هوا !!!؟؟

اما من عاشق این بودم که همچین دامن چین چینم و پهن پله ها کنم و تند تند بیام پایین که انگار نزدیک بخورم زمین .

مادرگفت : یه دختر خوب لباساشو با بستنی لک نمی کنه اون وقت عروسکشم یاد میگیره و لباساشو کثیف میکنه .

 اما من دوست داشتم عروسکم لباسشو این همه کثیف کنه ، هی دامنشو پهن کنه کنج دامنم

مادر گفت : عزیز مادر ، دل مهربون ، ابرو کمون ، چش بادومی ، دل نگرون...

اون وقت من خودمو لوس می کردم و می گفتم : می خوام برم با ماهی های حوض بازی کنم

مادر گفت : دختر شبیه مادر ، جوونیای مادر

مادر گفت و من هنوز بچه جوونیای مادرم

مادر گفت : دختر یعنی مــــــــــــــــــادر

و من گفتم : مادر یعنی عشـــــــــــــــــق


برچسب‌ها: نسیم رفیعی, مریم واعظ پور




نویسنده : سمیرا
91/02/22


موضوع: عاشقانه ها


صبح زود وقتی که باد صداش تو کوچه میاد

می رم و فوری در و وا می کنم

داد میزنم

آی نسیم سحری یه دل پاره دارم

چند میخری ؟

عمران صلاحی


برچسب‌ها: علیرضا معینی, نوروز 91




نویسنده : سمیرا
91/02/18


موضوع: متن های 7تایی ها



باز هم سلام در این پست میخواهم ویدئو متن خانی اشکان خطیبی رو در رادیو 7 که در نوروز داشتند بزارم مطمئنم که خوشتون میاد. متن یکی از شبها رو براتون قبلا گذاشته بودم. باتشکر از وبلاگ اینجاتهران است رادیو 7

دانلود ویدئو


برچسب‌ها: نوروز 91, اشکان خطیبی




نویسنده : سمیرا
91/02/17


موضوع: متن های 7تایی ها

بندری از الفبای چین بر سر راهم بود وقتی شعر تو را می گفتم .

کلمه ها زیاد شده بودند و حروف ساییده بودند در کاغذ .

شعر مثل همان قالی با طرح بهادری ، قافیه می زد رج به رج .

ماه که پایین بیاید کس خیال شاعر شدن ندارد .

میان شاعر شدن و عاشق ماندن یک ماه فاصله است . ماهی که شبها بی اجازه خانه های ما را دید می زند .

بندری از الفبای چین بر سر راهم بود و من نمی دانم جز دوستت دارم چه می شود گفت .

اندیشه فولادوند


برچسب‌ها: اندیشه فولادوند




نویسنده : سمیرا
91/02/17


موضوع: متن های 7تایی ها


بیشتر شب ها دلم مي خواهد با درخت سخن بگويم . زماني كه برق چراغ در شيشه پنجره اتاق اورا از ديد من پنهان مي كند .مي دانم كه آنجاست و در تاريكي مرا مي پايد . اين حس به من آرامش مي دهد . همانطور كه صداي پدر و مادر در اتاق كناردستي به كودكي كه در خواب عميق فرو رفته، آرامش مي بخشد . رنگ زرد به درون برگهاي درخت رخنه مي كند ، همانطور كه خون به گونه هاي آدمي خجالتي مي دمد . برگهايي كه در آغوش باد، مستانه در رقص آمده اند . حاضر نيستند جايشان را در اين دنيا با هيچكس عوض كنند

نیما رئیسی

----------------------------

قبـل از اون روز هَرچـیزی خودش بود سَـفر،سَـفر بود ، دریا،دریا بود ، بندر،بندر بود ، تاکسـی،تاکسـی بود ، تلویزیون،تلویزیون ، کتاب ، کتاب ...کتاب....مـثل شازده کوچولو !

" روباه گفت : سلام

شازده کوچولو به او تکلیــف کرد که بیـا با من بازی کن

روباه گفت : من نمـی تونم با تو بازی کنم ، مرا اهلــی نکرده اند !

شازده کوچولو گفت : اهلی کردن یعنــی چه؟

روباه گفت : اهلی کردن چیزه بسیــار فراموش شده ایـست ، یعنـی دل بستن !روباه ساکت شد و آخر گفت : بـی زحمت مرا اهلی کُن !

شازده کوچولو گفت : خیـلی دلم می خواهد ولـی ، وقت زیـادی ندارم

روباه گفت : آدم ها دیـگر وقت شـناختن هیچ چیز را ندارند ، آن ها چیـزهای ساخته و پرداختـه از دُکان می خرند. اما چون کاسبی نیـست که دوست بفروشد آدم ها بـی دوست و آشنا مانده اند. آدم اگر تن به اهلی شدن داده باشـد ، باید پیه گریه کردن را به تـن خود بمالد "

ایـنارو نویسـنده ی شازده کوچولو نوشته ، اما نَنِوشته که اهلـیت گاهـی منتظر تصـمیم من و تو نمی مونه.

می دونـی ...

پیش از تو قَــد یه وانت کتاب خـونده بودم. همیــن شازده کوچولو رو تا تو نوجونی ، با سه تا ترجمه بارها دوره کرده بودم

اما بـعد از تو...

باید همه چــیز رو از نو بخونم ، حتـی شازده کوچولو رو !

حالا داسـتان ها معناهای تازه ای دارند ، رنـگ تازه ای دارند . یه چـیزایی لابه لای خَـط های کلمه ها مدفون مونده بود ، خواب رفتـه بود ، چِشـم دیگه ای می خواست کشفـشون !

بعد از تو ، شازده کوچولو دیـگه یه داسـتان کودکانه نبود

بعد از تو ، سـفر،سـفر نبود ، راه گَز کردن و خسـتگی به تن دادن بود بـی تو...

دریا،دریا نبود ، منظره ای بود که تو نبـودی نظر کنی بهش !

بندر،بندر نبود ، لنگرگاه سفیرای جدایـی بود

تاکسـی،تاکسی نبود ، اُتاقکی بود که هیـچ وقت نمـیومدی صندلیتو تو اون پر کنی

کتاب ، کتاب نبود. تلویزیون ، تلویزیون نبود.

نـبـود...

چــون تــو نـبـودی !

هومن سیدی

-----------------------

واژه ها به ناگزیر گاه در شعری می نشینند که سرود در رستگاری نیست . ما جای واژه نیستیم که داوریشان کنیم . وقتی به گل می گویند اگر در قصیده نبویی در هیچ غزلی نیمه شبان به دست محبوبی نمی رسی . وقتی که سرود که سرودها واژه ها را از ترانه می دزدند در این کشاکش واژه ها در نبرد قصیده و غزل ، واژه های قصیده هم کنار غزل می ایستند.

مجید مظفری



برچسب‌ها: نیما رئیسی, هومن سیدی, مجید مظفری




نویسنده : سمیرا
91/02/17


موضوع: اعلام برنامه


سلام دوستان گلم ببخشید که خیلی دیر آپ کردم آخه نمیتونستم بیام و ممنون از همه شما به خاطر همراهی همیشگیتون و اینکه  به وبلاگ سر میزنید و نظر میزارید . منم خودم قبول دارم که قالب قبلی اصلا مناسب نبود ولی اینقدر عجله ای شد که نمی تونستم تغییرشم بدم امیدوارم از این قالب خوشتون بیاد .

همچنین یک خبر خیلی خوب دارم و اینکه یک هفته دیگه یعنی از 23  که مصادف با تولد حضرت زهراست سری جدید رادیو 7 شروع میشه . ما مشتاق سری جدید هستیم.


من از عشق بارون به دریا زدم

به بارون و به آسمون دعوتی

چه مهمونی با شکوهی شده

تو این لحظه هایی که هم صحبتیم


دوستون دارم




نویسنده : سمیرا
91/02/17


موضوع:

شهادت حضرت فاطمه زهرا بر همه شیعیان تسلیت باد :

شهر آبستن غمهاست خدا رحم کند

شهر این بار چه غوغاست خدا رحم کند

بوی دود است که پبچیده در این جا ، کجا می سوزد ؟

نکند خانه ی مولاست خدا رحم کند

هیزم آورده که آتش بزند این در را

پشت در حضرت زهراست خدا رحم کند

------------------------------

سرمایه ی محبت زهراست دین من

من دین خویش را به دو دنیا نمی دهم

گر مهر و ماه را به دوستم دهد قضا

یک ذره از محبت زهرا نمی دهم

امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست

این بزم را به جنت الاعلی نمی دهم

بر سینه ام جمال علی نقش بسته است

این سینه را به سینه ی سینا نمی دهم

-------------------------------

در سینه ام ز دوری تو غیر آه نیست

ما را به غیر سایه ات آقا پناه نیست

وقتی که هست جلوه ی خورشیدی شما

اصلا مجال جلوه ی انوار نیست

ای سینه زن ای سینه زن ترین غم مادرت

بیا این انتظار سینه ی ما که گناه نیست 

امشب بیا و درد دلت را به من بگو

گر چه دلم به سنگ صبوری چاه نیست

ای روضه خوان پهلوی مادر نگاه کن

اشک دل ست می چکد اشک نگاه نیست

آقا ببخش روز دگر حرف می زنم

امروز حال مادرتان رو براه نیست




نویسنده : سمیرا
91/02/05


موضوع: موسیقی


برچسب‌ها: موسیقی




نویسنده : سمیرا
91/02/04


موضوع: موسیقی


برچسب‌ها: موسیقی




نویسنده : سمیرا
91/02/04


موضوع: متن های 7تایی ها

همزمان با شروع شکوفه ، همزمان با آغاز گیاه . با تبسم آن قافیه ای که در کاغذ می روید . می تپد قلب های ما . زمان مشترک مهمانی . زمان شروع دیدارهای طولانی . زمان نگاه ها و خستگی هایی از سر خوشی . نوروز آمده . گوشت را میان خنده ها پر کن صدای قلب ایران است که می شنوی .

-----------------------------------

همه چیز عادی ایست . گاهی حرفهایمان عادی تر از فکرهایمان . گاهی دلتنگی هایمان عادی تر از دل مشغولی هایمان . جند بار همین امشب آرزو کردی کاش شماره اش را داشتی همین امشب زنگ می زدی قطع می کردی. چندبار آرزو کردی کاش بر تلفنت نامش می افتاد . چند بار منتظر بودی زنگ در زنگ او باشد . چه آرزوهایی گاه سراغمان را می گیرند. آینده قوی تر از گذشته است . مدام آرزومندمان می کنند .

--------------------------

دستم را نمی توانند بخوانند . دستهای من شعر منتشر نشده توست . بی اجازه تو پادشاهی می کنم در ناخودآگاهم . من و استکان ها و نعلبکی ها از تاریکی نمی ترسم . قهر که می کنی این دری که به هم می کوبی در خانه  است نه در خوشبختی . من بلدم جور دیگر عذر خواهی کنم . تو چه بلدی جور دیگر قهر کنی ؟ گاهی راهم دور است از تو که نمی آیم برای آشتی . ببخش . آرزوی من دستان توست که برود برای پوشاندن خنده روی صورتت .

احسان کرمی 


برچسب‌ها: نوروز 91, احسان کرمی




نویسنده : سمیرا
91/02/04


موضوع: مصاحبه


برچسب‌ها: کوچولو ها




نویسنده : سمیرا
91/02/03


موضوع: مصاحبه


برچسب‌ها: نوروز 91, کوچولو ها




نویسنده : سمیرا
91/02/03


موضوع: شعرهای 7تایی ها

مدتی است که سفر بیشتر ذهنم و تمام قلبم را اشغال کرده .

سفری که انجام نمی شود

10 سال پیش دیدمش نمی دانست چه طور عاشقم باشد

یک ماه پیش که پیغامش را خواندم می دانست چه طور عاشقش باشم

چند روز بعد که دیدمش نمی دانست که چه طور عاشقش نباشم 10

سال است که ندیدمش و یک ماه است که نمی بینمش تمام ذهنش را سفر اشغال کرده .

سفری که او را برد حالا باز گرداند اگر چه دیر ، اگر چه دور ، وقتی فاصله ای میان مانیست ، تحمل فاصله ای که میان ماست بسیار سخت است بی تابی می کنم و تاب می آورد .

تاب می آورم و بی تابی می کند و این سفر که درد ماشد حالا درمان ماست اما آنگاه که درد بود اتفاق افتاد اما حالا که درمان است اتفاق نمی افتد

وقتی گفت در آخرین سفرش به عمق دریا رفته ، چون میخواسته با دستان خود برای من صدفی بیاورد خواستم چیزی بگویم نشد و حالا می خواهم چیزی بنویسم نمی شود و این احساس نگفتنی انگار مرا به عمق اقیانوس سکوت می برد تا با دستان خود برای او شاید شعری بیاورم

او چند ماه دیگر می آید و چند روز دیگر باز می گردد

اشتیاق سفر و دلشوره سفر چه چیز عجیبی است سفر این دوستداشتنی لعنتی اما دیگر نمی خواهم به آن اینطور نگاه کنم

سفر جزئی از زندگی است ، چه به سمت جدایی چه به سمت رسیدن مهم مسافری است که در راه است . مسافری که در راه است .

افشین یداللهی 

---------------------

بیا بازم، مثل قدیم، با همدیگه بریم شمال

دلم گرفته، راضی ام، به این خیالای محال

منو ببر، تا آخر جاده چالوس ببرم
تا شیشه بارونی خیس اتوبوس ببرم

تا جای پات، رو ماسه داغ هتل قو ببرم
تا آخرین دلهره نگاه آهو ببرم

منو ببر، تا گم شدن، تو اون چشای بی قرار
تا ساختن قصر شنی، رو ساحل دریا کنار

دلم پره، بی آوازم، با همدیگه بریم سفر
جای ما اونجا خالیه، منو ببر، منو ببر

یه عمر جاده شمال، منتظر عبور ماست
نمی دونه یکی از اون، دو تا قناری بی صداست

یادش بخیر، لحظه ای که چشمای ما دریا رو دید
نور چراغ زنبوری، رستوران اسب سفید

یادش بخیر، شنای ما، میون موج های بلا
خاطره های مشترک، وقت سفر تو جنگلا

دلم پره، بی آوازم، با همدیگه بریم سفر
جای ما اونجا خالیه، منو ببر، منو ببر

یه عمر جاده شمال، منتظر عبور ماست
نمی دونه یکی از اون، دو تا قناری بی صداست

رضا یزدانی


برچسب‌ها: افشین یدللهی




نویسنده : سمیرا
91/02/02


موضوع: متن های 7تایی ها

دوست میدارم بهار را که از خنده هایت می ریزد بر سنگ فرش فصل .

تازه ترین قافیه کشف شده شاعران به انتظار نشسته ای .های بهار .

چهار نعله بتاز .

بیا در چهار چوب زمستان و قامت پنجره را سراسر از رخت نسیم بپوشان ، چرا که من دوستش دارم .

دوست می دارم بهار را که از خنده هایت می ریزد بر سنگ فرش فصل .

بخند ... های بهاری تراز بهار تو که پرستو ها سر مشق موهایت را می نویسند در پروازشان .

دوست می دارم ماهی های قرمز را که هر دم از تو سرخی می گیرند در تنگ بلور . دوست میدارم آینه را که تو را تکرار می کند .

های بهار بتاز .

بیا تا به بوی عیدی به بوی کلافگی نسترن ها. بیا تا اولین لبخند او ... چرا که من دوست میدارم بهار را که از خنده هایش می ریزد بر سنگ فرش برف .

کوروش تهامی

----------------------

جایی نوشته بود که ماهی از بغض است که نفس نفس می زند

بی دلیل نبود که فکر کردم آب دریا شور شده

شاید همین مویه زاری ماهی هاست که باعث شده دریا امانت دار باشد و هرچه را که برده باز گرداند

مثل قایق کاغذی کودکی که می رفت و انتهای دور برگردان دور می زد

مثل پل که روی آب می ماند

مثل جزر و مد که جواب ساحل است

مثل خنده هایت که برد و صدایش را برگرداند

و مثل تمام کسانی که می برد و به مقصدی شاید معلوم و شاید نا معلوم می رساند .

از حوصله دریا به دور است که زیادی یقه اش را بگیری و بخواهی تحملت کند .

دریا امانت دار خوبیست فقط کافیه آن زمان که بادبادکی از سر شوق به آسمان فرستاده ای و نه قلعه ای ساحلی برای خودت دست و پا کرده ای به رویش بیاوری و آرام در گوشش بگویی :

آخرین عشق مرا کجا بردی .

رحیم نوروزی

--------------------------

من و تو دو کتابیم یا دوجلد کتاب . خارج از قاعده کشف نیوتون .

جاذبه یعنی تو ... تو که مدام شالت را رها می کنی در باد .

راستی تا به حال به تو گفته ام دوستت دارم را و حتی لبخند شو کند را .

تمام دارم های دنیا را از جنس چشمان تو مستثنی کرده اند .

چه فرقی می کند ... چه فرقی می کند انتخاب لباسی به سادگی در یک عصر زمستانی در مبل فرو رفته اتاقی دنج ماموریت پوشیدنش را به تو سپرده اند .

چه فرقی می کند چقدر آفتاب خودش را به پنجره برساند تا تو را بیدار کند .

تو در هر شرایطی هر زمانی و هرمکانی فرمانروای پی چون و چرای جغرافیای خودت هستی .

دوستت دارم ...نه برای لبخندهایت که اوج قله بودنت هست

نه برای بودنت که اوج انسانیت است و نه برای ... نه برای هرمالکیتی.

 تو را دوست دارم چون چشمهایت یادم می آورد من از تمام دارایی ها بهترین ها را دارم .

شبنم مقدمی


برچسب‌ها: نوروز 91




نویسنده : سمیرا
91/02/02


موضوع: شعرهای 7تایی ها

بارید صدای تو و گل کرد ترنم
انبوه و درخشنده چنان خوشه ی انجم
تعبیر زمینی هم اگر خواسته باشی
چون خوشه ی انجم نه که چون خوشه ی گندم
عشق از دل تردید بر آمد به تجلا
چون دست تیقن ز گریبان توهم
خورشید شدی سر زدی از خویش که من باز
روشن شوم از ظلمت و پیدا شوم از گم
آرامش مرداب به دریا نبرازد
زین بیشترم دم بده آری به تلاطم
شوقی که سخن با تو بگویم ،‌ گذرم داد
موسای کلیمانه ز لکنت به تکلم
بسم الله ات ای دوست بر آن غنچه که خنداند
صد باغ گل از من به یکی نیمه تبسم
شعر آمد و بارید به همراه صدایت
الهام به شکل غزلی یافت تجسم
دادم بده ای یار ! از آن پیش که شعرم
با پیرهن کاغذی اید به تظلم

شاعر : حسین منزوی

لیلا برخورداری

----------------------

روشني ، من ، گل ، آب

ابري نيست.
بادي نيست.
مي‌نشينم لب حوض:
گردش ماهي‌ها، روشني، من، گل ، آب.
پاكي خوشه زيست.
مادرم ريحان مي‌چيند.
نان و ريحان و پنير، آسماني بي ابر، اطلسي‌هايي تـَر.
رستگاري نزديك: لاي گل‌هاي حياط.
نور در كاسه ي مس، چه نوازش‌ها مي‌ريزد!
نردبان از سر ديوار بلند، صبح را روي زمين مي‌آرد.
پشت لبخندي پنهان هر چيز.
روزني دارد ديوار زمان، كه از آن، چهره ي من پيداست.
چيزهايي هست، كه نمي‌دانم.
مي‌دانم، سبزه‌اي را بكنم خواهم مرد.
مي‌روم بالا تا اوج، من پُـر از بال و پرم.
راه مي‌بينم در ظلمت، من پـُر از فانوسم.
من پراز نورم و شن.
و پر از دار و درخت .
پُرم از راه، از پل، از رود، از موج.
پُرم از سايه ي برگي در آب:
چه درونم تنهاست.
سهراب سپهري

-------------------

درخت بارور که سالهاست بی هواو نور مانده است

بازوان هر طرف گشوده اش از نوازش پرندگان مهربان

وزنوای دلپذیرشان دور مانده است

آه اینک از نسیم تازه تبسمی که ناگهان جوانه می کند

از میان این جوانه

جان او چو مرغکی ترانه خوان

سر برون به آشیانه می کند

در چنین فضای دلپذیر

دل هوای شعر عاشقانه می کند .

بهناز جعفری

----------------------

سر به سویی می کشد ما را در این ره پا به سویی

طبل اخر زین به سویی عشق بی پروا به سویی

این پریشان خاطری ها کی توان رستن که دائم

جان به سویی مانده به حیران سر به سویی پا به سویی

هریکم خواند به بزم خویشتن این هم نشینان

گریه ی مستان به سویی خنده مینا به سویی

وای از این آواره گری ها وای از این بیچاره گی ها

تا به چند آخر گذشتن او به سویی ما به سویی

در تماشاگاه هستی کاش یا رب کور گردد

دیده گر پنهان به سویی بیند و پیدا به سویی

جمع مشتاقان گریزی از پریشانی ندارد

عاقبت مجنون به سویی می رود لیلا به سویی




نویسنده : سمیرا
91/02/02


موضوع: مصاحبه

سلام دوستان صبحتون بخیر. امروز آپم حسابی و بخصوص بایه خبر که دوستان و طرفداران امیر علی نبویان اگه میخوان دانلود گفتوی ایشون رو که با شبکه جام جم برنامه دوستان داشتند در اختیار داشته باشند میتونن به وبلاگ اینجا تهران است رادیو 7 مراجعه کنن . توصیه میکنم از دستش ندین . مرسی




نویسنده : سمیرا
91/02/01


امکانات


این صفحه را به اشتراک بگذارید

کد خوش آمدگویی

بیست تولز

درباره نویسنده

سمیرا ٍ اینجا ایران است رادیو 7
....
استفاده از مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد.
------------------
یک دو سه .

اگر تا هفت بشمارم عاشقت می شوم
و از این که آسمان در حجم کوچک قلبم آرام گرفته به خودم می بالم .

اگر تا هفت بشمارم هر روز نیت می کنم تا قدم هفتم را بردارم .

برای عاشق شدن به تویی که از نخستین روز بودنم عاشقم بودی .

من چقدر غافلم که تا پله هفتم ، هفت هزار سال فاصله دارم .

برای دیدار با تویی که از رگ گردن هم به من نزدیک تری.
-------------------------
پخش : شبکه اموزش(23شب) ،
رادیو فرهنگ موج اف ام . فرنکاس ۱۰۶ مگاهرتز
(1بامداد)
تهیه کنندگان و کارگردانان : منصور ضابطیان . محمد صوفی

نویسندگان :

سرپرست : نیلوفر تهرانی فر .

شرمین نادری ، امیر علی نبویان ،رضا فیاضی ،
علی لطفی ، احسان عمادی ، زهرا الوندی ،
فریناز مختاری ، راضیه ایازی، زهرا درمان

مجریان:

آقای رشید کاکاوند ، منصور ضابطیان،
احسان کرمی ، علیرضا معینی ،
محمد سلوکی ، سید میلاد اسلام زاده ،
محسن بهرامی ، ایمان سرور پور
آیتم های ثابت برنامه :

بخش ثابت : گفتگو با هنرمندان و صحبت با کودکان

شنبه : حافظ خوانی ، شاهنامه خوانی
یکشنبه : خاطره های فوتبالی(حمیدرضا صدر)
دوشنبه ها : نوبر خانم گربه ها به قلم شرمین نادری
سه شنبه ها : سخنرانی حسین کلهر
چهارشنبه : قصه های امیر علی
پنج شنبه ها : موضوع هفته و قصه های کودکی رضا فیاضی

راه های ارتباطی :

شماره پیامک : 30000704
شماره پیامک شرکت دربرنامه بیننده منتخب و حضور کودکان : 30000703

تلفن : 22652719

ایمیل: radio7@irib.ir

صندوق پستی : 3355-14155

نخستین قدم برای خوشبختی
احترام به همدیگر است

ایمیل :

آمار بازدید
  خوش آمدید
نویسندگان:

وضعیت وبلاگ :

اوقات شرعی :

تبلیغات