شکوفه بهاری من ، ببخش
همزمان با شروع شکوفه ، همزمان با آغاز گیاه . با تبسم آن قافیه ای که در کاغذ می روید . می تپد قلب های ما . زمان مشترک مهمانی . زمان شروع دیدارهای طولانی . زمان نگاه ها و خستگی هایی از سر خوشی . نوروز آمده . گوشت را میان خنده ها پر کن صدای قلب ایران است که می شنوی .
-----------------------------------
همه چیز عادی ایست . گاهی حرفهایمان عادی تر از فکرهایمان . گاهی دلتنگی هایمان عادی تر از دل مشغولی هایمان . جند بار همین امشب آرزو کردی کاش شماره اش را داشتی همین امشب زنگ می زدی قطع می کردی. چندبار آرزو کردی کاش بر تلفنت نامش می افتاد . چند بار منتظر بودی زنگ در زنگ او باشد . چه آرزوهایی گاه سراغمان را می گیرند. آینده قوی تر از گذشته است . مدام آرزومندمان می کنند .
--------------------------
دستم را نمی توانند بخوانند . دستهای من شعر منتشر نشده توست . بی اجازه تو پادشاهی می کنم در ناخودآگاهم . من و استکان ها و نعلبکی ها از تاریکی نمی ترسم . قهر که می کنی این دری که به هم می کوبی در خانه است نه در خوشبختی . من بلدم جور دیگر عذر خواهی کنم . تو چه بلدی جور دیگر قهر کنی ؟ گاهی راهم دور است از تو که نمی آیم برای آشتی . ببخش . آرزوی من دستان توست که برود برای پوشاندن خنده روی صورتت .
احسان کرمی
اینجا ایران است رادیو 7